تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
نوشته های روز مره ام


امروز به مناسبت خراب کردن ایمنی (کاملا هم آماده بودم برای این موضوع) کلی پول خرج کردم:/

کارت اصلیم در آستانه خالی شدن بود. انقدر خرج کردم و چیز میز خریدم که ۳۵۰۰ تومن ازش باقی موند:/

و بعد در کمال پررویی این کارتمو ول کردم از اون کارتی که بابام یه مبلغی رو ریخته بانک و سودش هر ماه واریز میشه و پس اندازمه مثلا:/ خرج کردم. قرار گذاشته بودم با خودم که انگار که همچین کارتی ندارم دست بهش نزنم تا یه چیز خوب بخرم باهاش. اما هر ماه هم بابام پول میریزه هم اندک حقوق خودم هست، سر ماه باز یه چیزی کم میارم:/ از پس اندازم خرج میکنم. حقیقتش قیمت همه چی دو برابر شده. باید یه فکر اساسی بکنم و خرجامو کمتر کنم:((

پ.ن۱ : یکی از دوستام با یکی از پسرای همکلاسیمون مقاله ISI پابلیش کردن. یکی دیگه از دوستامم با ترم بالایی ها کار کرده و قراره ارائه بدن. سوال من اینه که مگه ما علوم پایه نیستیم؟ یعنی کارکردن مقاله ISI اینقدر مسخره است که یه دانشجوی ترم ۴ هم بتونه؟؟؟ راستش کسایی که خیلی میرن پیش استادا و خودشونو نشون میدن، کارشون خیلی جلوئه‌. اما من اعتماد به نفسشو ندارم برم به استاد بگم تو یکی از کارای تحقیقاتی که انجام میدی منم باشم:(. دوستا و اینا هم همه میخوان جلو باشن ازت و راهنمایی نمیکنن:(. دوست ترم بالایی هم ندارم. یعنی آشنا دارم ولی بهشون نزدیک نیستم. راستش خودم سطح خودمو میدونم. سطح دوستامم میدونم. واقعا هیچ کدوم از اونا طرحی ارائه ندادن. استاد و دانشجوهای phd همه کاره بودن و فقط اسم اینارم آوردن. 

یادمه یکی از بچه ها(همونی که با ترم بالایی ها مقاله پابلیش کرده) به استاد تغذیه گفت که من میرم فلان کمیته تحقیقات (دانشگاه ما هم تا دلتون بخواد کمیته تحقیقاتی داره) . و استاد خیلی ظریف و با احترام گفت کار دانشجو فقط درس خوندنه. خود من کلی مقاله نوشتم اما تو هیچ کدومشون به معنای واقعی کلمه علم تولید نکردم. 

خلاصه که احساس عقب بودن از قافله رو دارم:/

پ.ن ۲ : یه استاد خانمی داریم، کرده ، از اون کردهای خوشگل. خوش اندام، خوش برخورد، خانوم، خوش صدا، همه چی تموم:))) . از اونا که اگه مرد بودم، استاد بودم، حتما بهش پیشنهاد ازدواج میدادم:/ بعد من همیشه میگفتم این مردی که اینو طلاق داده خیلی بیشعور بوده. آخه آدم یه همچین چیزی رو طلاق میده؟

این ترم قرار بود این خانوم بیاد(خیلی باسواده). گفتن براش مشکل پیش اومده و یکی از استادای بد رو فرستادن. گفتم حتما شوهر کرده و حاملس:/. الان خبر رسید از بچه ها که حاملس و رفته ایتالیا که بچشو اونجا به دنیا بیاره:)))

الان به پیش بینی هام ایمان می آورید؟:)))

پ.ن۳ : ببخشید کامنتا رو تایید نکردم.

۲۹ آبان ۹۷ ، ۱۸:۳۶ ۱ ۲ ۶۴

نظرات (۱)

  • مهسان عابدینی
    سه شنبه ۲۹ آبان ۹۷ , ۱۹:۴۹
    عامو ولشون کن اونا خیلی جو گیرن کار تو درسته که سرت توی لاک خودته 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ریزوریوس هستم:)

ریزوریوس به لاتین یعنی خندان ... اسم عضله ای در صورت هست که باعث خندیدن میشه؛عضله خندانی ... ریزوریوستون همیشه منقبض❤

اینجا سعی میکنم زندگی روزمرم رو ثبت کنم:)


طبقه بندی موضوعی