تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
نوشته های روز مره ام


امروز یکی از کلاس های عملی که استاد بسیار بی ملاحظه ای داره (از اینا که الکی کلاس رو طول میدن، مثال های گاها نامربوط میزنن و ... ) چند تا از بچه ها داشتن با گوشی بازی میکردن یا با هم حرف میزدن. البته نه تنها اون چند نفر ، تقریبا هیچ کس گوش نمیداد. استاد اون دو نفرو بیرون انداخت و گفت به همتون نمره منفی میدم. من حاضر بودم و هستم این درسو بیفتم! ولی تا ساعت ۶ تو دانشگاه نمونم. اما مجبورا نگه میداره. کلی هم خوشحال شدم و جمع کرده بودم که برم ... دخترا شروع کردن که استاد بزرگواری کنین و فلان ... نماینده مون هم که از ترم اول فقط داره جون میکنه برای ورودی جزو اون شلوغ کننده ها بود اما استاد اونو بیرون ننداخت(درجه شلوغیش پایین تر بود). بعد این دختر با صدای بلند رو کرده به نماینده میگه کسایی که با گوشی بازی میکردن پاسخ گو باشن:/ و کلی هم به استاد گفت که به خاطر ما! کل کلاسو ببخشید(طرف هم سهمیه است هم پردیسه. میخوام بگم فقط خودشو تو چشم میکنه . هیچ چیز خاصی هم نیس).

این رفتار هاش واقعا دیگه غیرقابل تحمل شده ... از ترم سه که ازدواج کرده دیگه خودشو جدا و بالاتر از ما میدونه. رفتارش کاملا تغییر کرده. خیلی تهاجمی تر شده. قبل از شوهر کردن همش میخواست با پسرا همگروهی بشه و ... که شاید با یکیشون ازدواج کرد. الان که دیگه به هدفش رسیده و خیالش راحته! خیلی از بالا به پایین نگاه میکنه. قضاوت کردن خیلی کار بدیه. اما این تغییر ۱۸۰ درجه رفتار بعد از ازدواج معتی دیگه ای جز این میتونه داشته باشه؟ 

دلم برای نماینده مون میسوزه ... از صبح انقدر دوندگی کرد برای بازدیدی که از یکی از آسایشگاه های شهر داشتیم:(( . تهشم هیچ کس پشتش نیس و منافع خودشون رو ترجیح میدن. این همه جور ما رو کشیده. حالا چی میشه یکبار هم ما جور اونو بکشیم؟

پ.ن : پ.ن رو که نوشته بودم حذف کردم. فکر کردم گفتنش درست نیس


۹۷-۹-۱۱ ۶ ۵ ۱۳۲

۹۷-۹-۱۱ ۶ ۵ ۱۳۲


امروز که داشتم از خیابون دانشگاه، هندزفری به گوش میومدم و آهنگ "ما بزرگ و نادانیم" چاووشی رو گوش میکردم، دو تا دختر با رژلب قرمز خوش رنگی جلوم وایستادن و گفتن میشه چند لحظه وقتتون رو بگیریم. آهنگو قطع کردم و گفتم بفرمایید! 

خیلی بی مقدمه پرسید چجور پسری براتون جذابه؟

منو میگید ، کلی خندیدم! و گفتم گزینه ندارید؟ گفتن نه! شرح بدید.(گفتن برای کار تحقیقاتی میخوایم)

هر چی فکر کردم ذهنم قفل کرد:))) تهشم گفتم چیزی به ذهنم نمیرسه و ازشون عذرخواهی کردم و به راهم ادامه دادم.

الان دوباره هرچی فکر میکنم میبینم بازم چیز خاصی به ذهنم نمیرسه:/ ... یعنی یه چیزایی به ذهنم رسیدنا ولی واقعا باید فکر کنم! 


حالا من میخوام این سوالو از شما بپرسم:))) ... اصلا بهش فکر کردید؟ چجور دختری/ پسری براتون جذابه؟ ویژگی های خاصی مد نظرتون هست؟


۹۷-۹-۰۸ ۲۲ ۳ ۲۱۳

۹۷-۹-۰۸ ۲۲ ۳ ۲۱۳


ولی کاش همه ی وسیله ها یه سنسوری روشون نصب میشد، وقتی گم شدن ، میتونستیم ردیابیشون کنیم. یه چهار پنج تا کنترل هم در اقصی نقاط خونه بود که هر جایی بودی دیگه نری دنبال وسیله بگردی. دکمه شو فشار میدادی ... بعد اصن خودش پا میشد میومد. یا اصلا دکمه نه! ... صداش میکردی ... خودش پا میشد میومد.

میگفتی مانتو؟ میگفت اومدم عزیززم ... 

میگفتم کیف عزیزم، هرچی لازمته بذار توی خودت. بعد بیا بریم.

تو یه چشم به هم زدن هم اراده میکردم و هر جا که میخواستم میرفتم ...

هعییی ... اینا خیالاتی اند که هر روز موقع از خواب بیدار شدن و لباس پوشیدن دارم:/ اما متاسفانه باید همه ی این کارا رو خودم انجام بدم


۹۷-۹-۰۶ ۵ ۶ ۹۳

۹۷-۹-۰۶ ۵ ۶ ۹۳


پیرمردی که چند تا جوراب دستشه و داره التماس میکنه برای خریدنش ... هندزفری گوشمه و نمیشنوم چی میگه. فقط میشنوم میگه که ناچارم ... گفتم بهش ببخشید نیاز ندارم فعلا و گذشتم ... 

از این پیرمردا کم ندیدم ... گاهی دلم میسوزه و یه جیزی میخرم. گاهی نه. یا اگه چیزی نیاز داشته باشم به جای اینکه برم از مغازه ای که دوسه برابر میکشه روی قیمت، میرم از دست فروش میگیرم.

بادمه سال قبل رفتم المپیاد کارآفرینی ثبت نام کردم. امتحانشو نرفتم ولی به نظرم موضوع جذابی بود. این حیطه پارسال برای اولین بار به حیطه ها اضافه شد. همه ی شرکت کننده ها دانشجو های ارشد و دکترا بودن . و من به عنوان تنها دانشجوی پزشکی! اونم تو سن ۱۹ سالگی! خیلی احساس اضافی بودن داشتم تو کلاس. اما خیلی چیزا یاد گرفتم راجع به بازار فروش و کلک ها و تکنیک هایی که برای فروش و سود بیشتر به کار میگیرن. 

من برند های لوازم آرایشی رو نمیشناسم! و تو عمرم یه بار یه موچین خریدم، سه تا لاک، یه کرم ضد آفتاب که هنوزم تموم نشده و تازگی ها یه رژ لبم از دیجی کالا سفارش دادم. حقیقتش اگه چیزی نیاز داشته باشم یا از مامانم کش میرم! یا مامانم برام میخره. اینم بگم برم سر موضوع اصلی ... دانشگاه که قبول شدم مامانم برام یه رژ لب کادو گرفت اما تا اواسط ترم سه ازش استفاده نکردم:))) .

خلاصه، داشت راجع به یه کرم خیلی گرون صحبت میکرد. میگفت شما که الان این همه پول میدید این کرم رو بخرید، فکر میکنید وارد کنندش جقدر براش پول هزینه کرده؟ ۲ هزار تومن! فقط دو هزار تومن! (حالا هزینه گمرک و اینا رو نفهمیدم چطور بود). اما میگفت میتونم بهتون نشون بدم که عمده فروشی ها اینو دو تومن میفروشن. آدم دروغ گویی به نظر نمی رسید ولی هنوزم باورش برام سخته که کلاه به این گشادی سرمون میره و چقدررر پول میریزیم تو جیب صنعت مد و آرایش و نظام سرمایه داری.

  این آدمای خرپول، چجوری پولدار میشن؟ با پول ما ... چند روز پیش داشتم با دوستم صحبت میکردم. اونم مثل من برند ها رو خیلی نمیشناسه. ساعت یکی از همکلاسیامون رو یهو تو دی جی کالا دیدم. ۹ میلیون بود ساعتش:). آیفون ایکسم داره. کلا خیلییی خر پول اند. حساب کردیم با همین ۹ میلیون تومن میشه حداقل هزار نفر رو سیر کرد و یه وعده غذا داد بهشون. اما پول غذای این آدما جمع میشه، میشه یه ساعت رو دست یه نفر. نمیگم اینا دزدی کردنا اما در خدمت این نظام سرمایه داری هستند. خود ما هم بدون اینکه متوجه باشیم فقط داریم پول توی جیب یه عده رو بیشتر میکنیم.

یاد فیلم in time افتادم. اگه ندیدید، ببینید حتما.


۹۷-۹-۰۵ ۶ ۲ ۸۴

۹۷-۹-۰۵ ۶ ۲ ۸۴


تو پست پایینی، دوستی که تو پ.ن۱ ازش نام بردم باهام قهر کرد. تلفنمو جواب نداد. پیاممو سین کرد جواب نداد. به صورت کاملا یهویی. دارم تکه های پازلو میچینم کنار هم که ببینم چی شد که اینطوری شد ...

حقیقتش من وقتی یه رابطه دوستی رو با یکی شروع میکنم و حالم خوبه با یه نفر، خیلی سخته برام هضم کات کردن.

اما دوستی ها همونجور که یهویی شروع میشن میتونن یهویی هم تموم بشن. باید حواسم باشه حتی نزدیک ترین دوستا هم قابل اعتماد نیستن و ممکنه همه چی یهو خراب بشه. 

ما دو تا همیشه با هم بودیم، اما نفر سومی هم اومد تو دوستیمون. میخواستم سه تایی با هم باشیم. اون دو تا باهم جور در نیومدن. الان دوستمم با من مشکل پیدا کرده (نمیدونم چی شد دقیقا). البته به خاطر نفر سوم نیست. خیلی چیزا رو میشه کنار هم گذاشت و نتیجه گرفت.

حوصله ندارم توضیح بدم ... اما یادم باشه ؛))) 


۹۷-۸-۳۰ ۳ ۴ ۷۸

۹۷-۸-۳۰ ۳ ۴ ۷۸


امروز به مناسبت خراب کردن ایمنی (کاملا هم آماده بودم برای این موضوع) کلی پول خرج کردم:/

کارت اصلیم در آستانه خالی شدن بود. انقدر خرج کردم و چیز میز خریدم که ۳۵۰۰ تومن ازش باقی موند:/

و بعد در کمال پررویی این کارتمو ول کردم از اون کارتی که بابام یه مبلغی رو ریخته بانک و سودش هر ماه واریز میشه و پس اندازمه مثلا:/ خرج کردم. قرار گذاشته بودم با خودم که انگار که همچین کارتی ندارم دست بهش نزنم تا یه چیز خوب بخرم باهاش. اما هر ماه هم بابام پول میریزه هم اندک حقوق خودم هست، سر ماه باز یه چیزی کم میارم:/ از پس اندازم خرج میکنم. حقیقتش قیمت همه چی دو برابر شده. باید یه فکر اساسی بکنم و خرجامو کمتر کنم:((

پ.ن۱ : یکی از دوستام با یکی از پسرای همکلاسیمون مقاله ISI پابلیش کردن. یکی دیگه از دوستامم با ترم بالایی ها کار کرده و قراره ارائه بدن. سوال من اینه که مگه ما علوم پایه نیستیم؟ یعنی کارکردن مقاله ISI اینقدر مسخره است که یه دانشجوی ترم ۴ هم بتونه؟؟؟ راستش کسایی که خیلی میرن پیش استادا و خودشونو نشون میدن، کارشون خیلی جلوئه‌. اما من اعتماد به نفسشو ندارم برم به استاد بگم تو یکی از کارای تحقیقاتی که انجام میدی منم باشم:(. دوستا و اینا هم همه میخوان جلو باشن ازت و راهنمایی نمیکنن:(. دوست ترم بالایی هم ندارم. یعنی آشنا دارم ولی بهشون نزدیک نیستم. راستش خودم سطح خودمو میدونم. سطح دوستامم میدونم. واقعا هیچ کدوم از اونا طرحی ارائه ندادن. استاد و دانشجوهای phd همه کاره بودن و فقط اسم اینارم آوردن. 

یادمه یکی از بچه ها(همونی که با ترم بالایی ها مقاله پابلیش کرده) به استاد تغذیه گفت که من میرم فلان کمیته تحقیقات (دانشگاه ما هم تا دلتون بخواد کمیته تحقیقاتی داره) . و استاد خیلی ظریف و با احترام گفت کار دانشجو فقط درس خوندنه. خود من کلی مقاله نوشتم اما تو هیچ کدومشون به معنای واقعی کلمه علم تولید نکردم. 

خلاصه که احساس عقب بودن از قافله رو دارم:/

پ.ن ۲ : یه استاد خانمی داریم، کرده ، از اون کردهای خوشگل. خوش اندام، خوش برخورد، خانوم، خوش صدا، همه چی تموم:))) . از اونا که اگه مرد بودم، استاد بودم، حتما بهش پیشنهاد ازدواج میدادم:/ بعد من همیشه میگفتم این مردی که اینو طلاق داده خیلی بیشعور بوده. آخه آدم یه همچین چیزی رو طلاق میده؟

این ترم قرار بود این خانوم بیاد(خیلی باسواده). گفتن براش مشکل پیش اومده و یکی از استادای بد رو فرستادن. گفتم حتما شوهر کرده و حاملس:/. الان خبر رسید از بچه ها که حاملس و رفته ایتالیا که بچشو اونجا به دنیا بیاره:)))

الان به پیش بینی هام ایمان می آورید؟:)))

پ.ن۳ : ببخشید کامنتا رو تایید نکردم.


۹۷-۸-۲۹ ۱ ۲ ۶۴

۹۷-۸-۲۹ ۱ ۲ ۶۴


این هفته ، به مدت ۶ روز ۶ تا امتحان داریم. میکروب که سه واحدیه تموم شد امروز. فردا ویروس داریم و یک واحده و تصمیم گرفتم کلا حذف کنم و برم شانسی بزنم. اما نمونه سوالا رو که نگاه میکنم چقدر آسون اند، دلم نمیاد. از طرفی زبان تخصصی ۸ نمره است و سه واحده و قطعا تو نصف روز نمیتونم بخونم ... (ویروس هم ۲ نمره است)

به هر حال از خیر یکی باید بگذرم دیگه. ترجیح میدم از خیر ویروس بگذرم:/ و بشینم زبان بخونم.

نوشتم اینجا که وسوسه نشم برم ویروس بخونم:/ . دو نمره ارزششو نداره دختر. ۱۸ نمره دیگه هست و میتونی جبران کنی. از طرفی قراره کنفرانس هم بدی و یه نمره هم کنفرانس نمره داره. بشین زبانتو بخون دختر خوب. باشه؟ 


۹۷-۸-۲۶ ۶ ۴ ۹۳

۹۷-۸-۲۶ ۶ ۴ ۹۳


سوال داده شباهت باکتری ها و یوکاریوت ها چیه (مربوط به جلسه اول بود و سوال خیلی ساده. چون نخونده بودم دقیق یادم نبود ولی میدونستم جوابو)

کلی ذوق کردم که آخ جون بلدم. تو غشاشونه دیگه. غشای یوباکتر ها و یوکاریوت ها شبیه هم بود، ولی با مال آرکی باکتر ها فرق میکرد.

رفتم سراغ گزینه ها. ولی خب گزینه لیپیدهای استری رو به طرز عجیبی خط زدم! گفتم این که نیست. بعد یه گزینه دیگه بود که فقدان موکوپپتید ها! اونو زدم! و همش تعجب میکردم گزینه درست چرا اینه! این چه پپتیدیه که نه تو یوکاریوت جماعت پیدا میشه نه تو باکتری:/ . هنوزم متعجبم چرا با وجود این همه ذوق که اینو یادمه، غلط زدم.


۴ تا غلط دارم از ۱۲ سوال که همه شون اینجورین:/ ...

#میکروب


۹۷-۸-۲۶ ۳ ۱ ۹۰

۹۷-۸-۲۶ ۳ ۱ ۹۰





۹۷-۸-۲۵ ۴ ۲ ۱۱۱

۹۷-۸-۲۵ ۴ ۲ ۱۱۱


هفته بعد میان ترم داریم. 6 روز و 6 امتحان. کلی استرس گرفته بودم که خیلی از درسا رو شب امتحانی ام و وقت ندارم و فلان و ... .

بعد از خودم سوال کردم، خودم جان! تا حالا درسا رو چطور پاس کردی؟

خودم جان گفت که حتی اگه 20 روز برای یه امتحان فرجه داشتم، شب امتحان می خوندم! اصلا همین زبان یک، یادته صبح امتحان پا شدی یه یونیت خوندی؟

گفتم بهش عه آره یادته؟ چقدرم خوب دادم!

گفت پس زر نزن و با آرامش بخواب:)))))


۹۷-۸-۲۴ ۴ ۴ ۸۸

۹۷-۸-۲۴ ۴ ۴ ۸۸


۱ ۲

ریزوریوس هستم:)

ریزوریوس به لاتین یعنی خندان ... اسم عضله ای در صورت هست که باعث خندیدن میشه؛عضله خندانی ... ریزوریوستون همیشه منقبض❤

اینجا سعی میکنم زندگی روزمرم رو ثبت کنم:)


طبقه بندی موضوعی