تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
نوشته های روز مره ام


تا الان کتابخونه بودم که میکروب بخونم ...

۴ تا ۶ فیلم دیدم!

۶ تا الان(ساعت ۸) هم دو صفحه خوندم:/


پ.ن : واقعا چی شد که اینجوری شد:/‌. فردا میکروب می پرسه و من با یاد آوری قیافه استادش هم حالم به هم میخوره:/


۹۷-۷-۲۱ ۳ ۱ ۵۹

۹۷-۷-۲۱ ۳ ۱ ۵۹


ولی من هر موقع باکتری میخونم، یاد جمله تاریخی استاد می افتم و تو افق محو میشم:)

یکی از دخترا خیلی داوطلب میشه و دلبری میکنه برای استاد:))) بعد از کلاس همراهیش میکنه و کلی ازش سوال میپرسه و ... . شوهرشم رشته اش مرتبط با این رشته اس و فکر کنم استاد شوهرشم میشناسه. خلاصه؛ هر جلسه استاد از ایشون تعریف میکنه و میگه مثل ایشون باشید(و خب الکی هم تعریف نمیکنه. برای این درس خیلی میخونه). یه بار که مبحث آنتی بیوتیک ها بود و کسی داوطلب نمیشد، استاد یه نگاهی به ایشون کرد و گفت:"از چشمات معلومه که می خوایاااا" . 

پسرا که کلا رو زمین پهن بودن زمینو گاز میگرفتن. ما هم خم شده بودیم صندلی رو گاز میگرفتیم. 

الانم استاد هروقت از ایشون می پرسه کل کلاس منفجر میشه:)) . استادم نمیدونه چرا و فکر میکنه دارن این خانومو مسخره میکنن و میگه نخندید. اگه بلدید شما داوطلب بشید:)))


۹۷-۷-۱۹ ۷ ۶ ۹۶

۹۷-۷-۱۹ ۷ ۶ ۹۶


از اون روزا که حال هیچ کاری حتی چک کردن پیامای تلگرام رو هم ندارم و کلی کار ریخته سرم! 

مامان اینا تو راهن و نیم ساعت دیگه میرسن و ظرفای سه روز مونده! خونه نامرتبه و من تازه میخوام از زیر پتو برم بیرون!



۹۷-۷-۱۹ ۷ ۵ ۶۹

۹۷-۷-۱۹ ۷ ۵ ۶۹


دوستم المپیاد دانشجویی مدال آورده. خیلی هم براش خوشحال شدم و هستم. 

اما تعجبم وقتی بود که امروز فخرفروشیش رو حس کردم ... وقتی که استاد سوال پرسید و نتونستم جواب بدم ... دقیقا تمسخرش رو حس کردم:)

ناراحت نیستم ولی چی شد که اینطوری شد؟ 


۹۷-۷-۱۵ ۸ ۵ ۱۱۶

۹۷-۷-۱۵ ۸ ۵ ۱۱۶


امروز کل اساتید به هیکل من و دو تا از دوستام ... 

بخصوص هیکل من!  

البته دوستامم معتقدن به هیکل اونا بیشتر! 

شرح ما وقع هم حالش رو ندارم. 

پ.ن:  حالا من که ملکه نگاتیو هستم برام عادی شده. ولی دوستم اولین منفیش رو در طول زندگیش گرفت! و به شدت سرخورده شده بود. نگران اونم


۹۷-۷-۱۵ ۲ ۲ ۵۱

۹۷-۷-۱۵ ۲ ۲ ۵۱


یکی از مشاورای جدید، یه پسر ورودی ۹۷ هست:)

داشتم اصول کار رو بهش توضیح میدادم. میگم یه عکس از چهارگوشه اتاق دانش آموز هم بخواید. و بعد دلایلش رو توضیح میدم که ممکنه نامرتب باشه، تختش نزدیک مکان مطالعه اش باشه، نورگیری مناسبی نداشته باشه و ... یا ممکنه بخصوص اتاق دخترها زرق و برق اضافه داشته باشه که ممکنه حواسشون رو پرت کنه. 

ایشون شروع میکنن به توضیح دادن که: آره، لوازم آرایشی و آینه و فلان و فلان و ...

بعد اون وقت بابام منو میرسونه آرایشگاه! اولش می پرسه کجا میری؟  میگم میرم با دوستم قرار دارم! و از گفتن کلمه آرایشگاه و لوازم آرایشی و ... به پدرم خجالت میکشم! حالا بابامم تو راه میفهمه ها اینجایی که داریم میریم آرایشگاهه ولی خب به روش نمیاره. به هر حال مسئله من اینجاس که کی انقدر پسرا راحت شدن؟:دی!  هنوزم کلمه‌ی آرایشگاه برای من و بعضی از دوستام  تابوئه و تو جمع دخترانه هم هیچ حرفی نمیزنیم از این مورد.

من و دوستام غیرعادی هستیم آیا؟🤔 یا بقیه خیلی راحت اند؟ 


۹۷-۷-۱۴ ۱۰ ۳ ۱۰۷

۹۷-۷-۱۴ ۱۰ ۳ ۱۰۷


خواهرم دلدادگان رو داشت می دید. اونجا که ملیکا شریفی نیا(حدیث) داشت بالا می آورد گفت حامله اس:/ بعد شروع کرد به توضیح دادن داستان که پسره در عوض آزادی مادرش قراره حدیث رو ول کنه ... 

آخههه ... یه آدم چقدر میتونه بی شرف باشه😑😑😑

[وی به شدت عصبی شده]


۹۷-۷-۱۳ ۱ ۴ ۵۶

۹۷-۷-۱۳ ۱ ۴ ۵۶


بهم گفت که : 

[9/18, 11:01 PM] : خودت رو خیلی ناراحت نکن

[9/18, 11:01 PM] : مسائل نه انقدر موندنی هستند که همیشه تو ذهن ما بمونن و نه انقدر بد هستن که بزنن همه چیو خراب کنن

[9/18, 11:01 PM] : به شرط اینکه خودمون هم همینجوری نگاهشون کنیم

[9/18, 11:01 PM] : فرصت بدیم تا وقتی که هستند حالمون رو خوب نگه دارند و وقتی که تموم شدن فرصت داشته باشن که نباشن


کپی کردم تا بمونه ...


۹۷-۷-۱۲ ۱ ۶ ۶۴

۹۷-۷-۱۲ ۱ ۶ ۶۴


بچه ها کسی از گوشی سردر میاره؟ 

چند روزی بود گوشیم خود به خود تو ۲۰-۳۰ درصد خاموش میشد. سرعتش هم‌ کند بود. دادم بابام برد تعمیرات باتریشو عوض کردن و فلش هم زدن. ولی همچنان کنده و تو ۵۰ درصد خاموش میشه ابنبار:/

درست بشو هست؟ 


۹۷-۷-۱۰ ۵ ۱ ۸۸

۹۷-۷-۱۰ ۵ ۱ ۸۸


پنجشنبه هفته قبل یه کارگاهی بود برای منتور ها. آخرای کارگاه به هر گروه یه سناریو دادند تا role بازی کنیم. یکی از سناریوها درباره ترمکی بود که نگران این بود که بی سواد بشه:)) و به منتورش میگفت وقت کم میارم همه رفرنسا رو نمیتونم بخونم. 

میخوام تو این پست در این باره یکم بیشتر توضیح بدم. و روی سخنم با دانشجوهای پزشکی گرامیه:) چون با بقیه رشته ها آشنایی ندارم.

یه قانونی تو دانشگاه وجود داره :

برای نمره ی بالای ۱۸ و ۱۹ گرفتن در یک درس خواندن جزوه کافی است! مگر اینکه استاد بگه از رفرنس سوال میده.

یک انسان عادی و معمولی دانشجوی پزشکی برای اکثر دروس جزوه میخونه! و برای بعضی مباحث میره سراغ رفرنس. حالا این وسط ممکنه یه عده بیش فعال هم باشند که بشینن رفرنس رو مو به مو بخونن:))). که تعدادشون بسیار اندکه. حالا اینکه برید هارپر بخرید یا نه دست خودتونه:)) ولی از ما گفتن که می مونه رو دستتون. فوقش برای یکی دو تا مبحث خاص وقت میکنید هارپر بخونید که اونم میشه پی دی اف تکست بوکش رو خوند.

سوالی که اکثرا برای بچه ها پیش میاد اینه که اگه رفرنس نخونم بی سواد میشم! باید به این بچه ها گفت که سواد پایه ی شما در دوران علوم پایه کسب نمیشه:). تو علوم پایه فقط سعی کنید کلیات و اصول اساسی رو یاد بگیرید. شما بترکونی میتونی گایتون بخونی با گری:) و بیوشیمی هیئت مولفان. درسی مث جنین و بافت هم رفرنس بخونی هم چیز خاصی یادت نمیمونه. ولی خب برای امتحان باید خوند.


خلاصه که : رسالت من به عنوان یک ترم بالایی اینه که به شما بگم ترم اول خودتون رو اذیت نکنید:) . فکر نکنید مثلا فلان کار رو نکنید بی سواد می شید و بدبخت میشید و ... . خیلی حساس نباشید. ترم های بعد به این حساسیت های ترم اولتون و سخت گیری هاتون خنده تون میگیره:).


۹۷-۷-۰۹ ۲ ۳ ۷۰

۹۷-۷-۰۹ ۲ ۳ ۷۰


۱ ۲ ۳ ... ۱۶ ۱۷ ۱۸

ریزوریوس هستم:)

ریزوریوس به لاتین یعنی خندان ... اسم عضله ای در صورت هست که باعث خندیدن میشه؛عضله خندانی ... ریزوریوستون همیشه منقبض❤

اینجا سعی میکنم زندگی روزمرم رو ثبت کنم:)