تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
نوشته های روز مره ام


۲۷ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

اصن حالم خوب نیس ... اصن تمرکز ندارم ...

مامانم دوباره با آبجی کوچیکه دعواشون شده، البته حق با مامان بود، این خواهر منه که پرروئه:/ ... اقتضای سنشم هستا ولی تحمل یه نوجوون سخته! تحمل منم سخت بود:/ من از اینم بدتر بودم ... خلاصه که بد جور حالم گرفتس ... من خیلی زود تحت تاثیر شرایط قرار میگیرم، خیلی زود یه حرف کوچیک بهم برمیخوره و به قول خودمون گفتنی نازک نارنجی! ... مدیر آموزشگاه زبان باهام بد حرف زد جلوی اون همه آدم ... گفتم چهارشنبه نمیتونم بیام، میشه به جاش پنجشنبه یه تایم دیگه بیام و غیبت نخورم؟ با تریلی از روی شخصیتم رد شد یعنی:/ ... احترامشو نگه داشتم هیچ چی نگفتم اومدم بیرون ولی پکرم، حالم گرفتس، اومدم خونه دعوای مامان و آبجی رو هم که دیدم حالم بد تر شده ... تو این حالت به هیچ وجه دوس ندارم کسی پیشم باشه، کسی باهام کاری داشته باشه یا با کسی حرف بزنم ... هر صدایی که میاد بد تر حالم بد میشه. آبجی رو از تو اتاق انداختم بیرون:/ (از معایب اتاق مشترک همینه دیگه ...) . شایدم به این خاطر از جمع گریزان شدم که ۵ سال تنها بودم،  ۵ سال اختیار همه چیم دست خودم بود ... خوابم بیدار شدنم خوراکم، الان ولی نمیتونم خودم رو با جمع هماهنگ کنم ... مخصوصا مواقعی که حالم بد میشه، دیوونه میشم وقتی کسی در اتاق رو باز میکنه ... شاید فردا که مامان اینا رفتن تا دو هفته ی دیگه بیان، دلم براشون تنگ بشه ... شاید که نه، حتما. ولی الان میخوام تنها باشم و تو وبلاگم خودمو خالی کنم ... اینجا تنها جاییه که دارم، تنها جاییه که خودسانسوری ندارم و میتونم راحت باشم. کاش مامانم یه وبلاگ داشت، میتونست در رو ببنده، نذاره کسی بیاد تو و خودشو تو وبلاگش خالی کنه به جای بدخلقی و غر زدن به بابا ... ولی بازم دمش گرم با من که ساعت ۹ شب خسته از راه رسیدم کاری نداشت و همه ی غر هاشو به بابا زد ... 


یه دانش آموز جدیدم دارم که باید بهش زنگ بزنم. کیس پیچیده ای به نظر میاد با یه ذهن آشفته و وسواس فکری! نوشته هاش که کاملا وسواس فکری رو نشون میداد. کارم سخته ... باید تمرکز کنم بهش زنگ بزنم ...


این وسط بیو ۲ هم هست  ... 


۹۶-۱۰-۳۰ ۳ ۷ ۱۱۳

۹۶-۱۰-۳۰ ۳ ۷ ۱۱۳


بعد از دانش آموز پست زیر،
دانش آموز جدیدم پسره، همشهری خودمون، هم سن بنده:/
کاش قبول نمی کردم ... چون میدونم پسرای شهرمون چقدر غد و مغرور اند:/
مامانم گفت قبول کن وگرنه این کار رو نمیکردم. کاش به حرف مامانم گوش نمیدادم:/
جدی باشم، لج میکنه:/ شل بگیرم، اعتماد نمیکنه:/ ... هر چی فکر میکنم مرز بین جدی و شل گرفتن رو برای این دانش آموز نمیتونم تخمین بزنم:/

از همه بد تر منو نمیشناخت:/ ... من فکر می کردم آقای ح.م ماجرای منو برای کل همکلاسیاش تعریف کرده:/(ماجرای خاصی نیس! سر کلاس المپیاد شیمی، اجازه گرفتم جامو عوض کردم! آقای ح.م رفته به دوستاش گفته، فلانی سر کلاس دستشو بلند کرد (مباحث کلاس سنگین بود، هیش حرف نمیزد! حتی اون شاخا! ) فکر کردیم میخواد چه سوالی بپرسه دهن استاد وا بمونه، نگو به استاد میگفته میتونم جامو عوض کنم؟
حقیقتا نمیدونستم بدون اجازه هم میشه صندلی رو عوض کرد:/ باور کنید یک دختر دبیرستانی آفتاب مهتاب ندیده بودم:/ ... حقیقتا الانم روم نمیشه بدون اجازه استاد از کلاس برم بیرون:/ یا برم یه جای دیگه بشینم:/)

پ.ن: بشینم برنامه ی بچه ها رو بنویسم تا عقب نمونده

۹۶-۱۰-۲۸ ۰ ۷ ۸۱

۹۶-۱۰-۲۸ ۰ ۷ ۸۱


با دختره (دانش آموز ) دعوا کردم، بلاکش کردم! اونم منو بلاک کرده پر رو ...



۹۶-۱۰-۲۸ ۷ ۵ ۲۳۰

۹۶-۱۰-۲۸ ۷ ۵ ۲۳۰


کی اینجوری شدم که نمره هایی که از میدترم و کوییزا دارم رو جمع کنم و محاسبه کنم که اگه فاینال، فلان نمره رو بگیرم میشم ۱۰ و بعدش ذوق کنم؟ واقعا کی اینطوری شدم؟


#اواخر_ترم_دو


۹۶-۱۰-۲۶ ۶ ۹ ۱۴۱

۹۶-۱۰-۲۶ ۶ ۹ ۱۴۱


میدونی با نرسوندن نصف جزوه ها، بیش از نصف نمره رو بگیری یعنی چی؟ یه سری فصلای پر سوال رو نرسوندم بخونم(سرماخورده بودم شدیددد ). شب امتحانم نخوندم (انقدر آبریزش بینی و چشم داشتم که نمیتونستم به کتاب نگاه کنم ). فقط عصب خونده بودم از اسنل، ... همین! + ۴ تا جزوه !


خلاصه که وقتی کلیدا اومد و دیدم از ۹.۵ میشم ۵.۲۵ بسی کیفور گشتم:)))

پ.ن۱: سوالا رو دادن به خودمون چون از نمونه سوالادنمیدن. نمونه سوالای سالای قبل رو دیدم ...دریغ از یه سوال مشابه!

پ.ن۲: واقعا خودمم نمیدونم چراسوال دو رو غلط زدم! اف بر من باد😑


۹۶-۱۰-۲۵ ۸ ۶ ۱۷۹

۹۶-۱۰-۲۵ ۸ ۶ ۱۷۹


نمی دونم خدا رو شکر کنم مادری دارم که پیگیرمه، صداش رو میشنوم یا اینکه عصبی بشم از اینکه وقتی پنج دقیقه دیر تر گوشیو برمیدارم، زنگ میزنه به همه ی دوستام که کجاس این دختر من!

آبرو برام نمونده بین دوستام! اونام از دست مامان من کلافه ان ... 


گوشیمو خاموش کرده بودم یکم درس بخونم، کل عالم رو کلافه کرده ... کلی عصبی شدم موقع زنگ زدن مامانم ... خودمم میدونم کارم درست نبود، ولی دیگه به اینجام!(استخون هایوئیدم) رسیده بود ... 


پ.ن: سانچی برای ما تایتانیک بود،

با این تفاوت که این بار داریم از انفجار و غرق شدن، یه فیلم زنده میبینیم!

بدون کارگردان و بازیگر

بدون مسافرای درجه یک

با دریانوردان و ملوانان و کارگرانی که رفتند تا زود برگردند...


خدا به خانواده هاشون صبر بده ... 


۹۶-۱۰-۲۴ ۳ ۸ ۸۳

۹۶-۱۰-۲۴ ۳ ۸ ۸۳


سکانس اول، ساعت ۶ونیم :

پر از استرس، با محاسبه ی تعداد جزوات باقی مانده، وارد اتاق میشود:

+ افسانههههه ... می افتم من! کلی جزوه مونده!

- نه بابا نمیفتی!فقط مرور هات مونده دیگه!

+مرور کجا بود دختر؟ گردش خون چند جلسه ام مونده، تنفس هم همینطور، گوارش هم همینطور ... سلول و عضله و قلبم که حذف کردم:/

- عه؟ خب پس وضعت خرابه:/

+چقدر احتمال داره یکی رو تو فیزیو بندازن؟

-خیلی زیاد!

+یعنی می افتم؟

-نه نمیفتی! من یه دوست داشتم، از کل جزوات شاید ۵ تاش رو میخوند و اون ۵ تا جزوات مهم و پر سوال بودند، اونا رو خوب میخوند و پاس میشد:)

+با چند پاس میشد؟ با حدود ۱۲

- واااهااهااایییی ... ۱۲؟ عالیه که:/ چی بخونم؟

+گردش خون رو بخون

- ببین میخوام طی یک حرکت انتحاری(؟ ) کل جزوات رو بخونم:/ هر کدوم یه ربع!(از ویژگی های شب امتحان همین تصمیمای عجیبشه! )

+فایده نداره! بشین یه مبحث رو خوب بخون! گردش خون سوال زیاد داره، اونو جمع بندی کن!

-باشه پس ... تا شب گردش خونو جمع میکنم و تا صبحم گوارش و تنفس رو... آخییشش ... آروم شدم.

سکانس دوم (بقیه در ادامه مطلب )


۹۶-۱۰-۲۱ ۸ ۴ ۳۵۱
۹۶-۱۰-۲۱ ۸ ۴ ۳۵۱

#قوی_باش #نخواب #تا_گوارش_و_تنفس_تموم_نشده_حق_ورود_به_اتاق_نداری!


تصمیم بر این شد عضله و سلول و قلب رو حذف کنیم:/

بارم بندی:


بارم بندی امتحان پایان ترم فیزیولوژی

سلول.....۱۶

قلب..‌.۱۲

گردش خون....۲۴

گوارش....۱۲

تنفس....۱۶


جمع کل ۸۰


تعداد سوالات میان ترم از تعداد کل کم میشه،یعنی پایان ترم....۶۴ سوال


از ۲۸ سوال سلول و قلب، ۱۲ تاش مید ترم اومده بودند. یعنی ۱۶ تا میمونه که خب، ناموصن نمیرسونم:/// ...


پ.ن۱: سروگردن عملی تموم شد واقعا!  ۱۲.۵! قول میدم جراح نشم!

پ.ن۲: ببخشید بابت جواب ندادن کامنت ها ! ریا نباشه نذر میکنم اگه امتحان به خوبی و خوشی تموم بشه کامنتا ره جواب بدم! 

قربون شما*_*


۹۶-۱۰-۲۰ ۳ ۵ ۸۵

۹۶-۱۰-۲۰ ۳ ۵ ۸۵


نمیدونم چی میشه که یه پسر انقدر بی شخصیت باشه که بیفته دنبال یه دختر ...


هنوزم قلبم داره تند تند میزنه.


۹۶-۱۰-۱۸ ۶ ۴ ۹۹

۹۶-۱۰-۱۸ ۶ ۴ ۹۹


فاز اون دختری که تو کتابخونه به پشتم میزنه و صدام میکنه و می پرسه، سوهان ناخن داری یا نه رو درک نمیکنم:/// ... حالا با فازش کاری ندارم! من کجام شبیه اوناییه که سوهان ناخن دارن؟ ... 

پ.ن: غر نامه :

۶۰۰-۷۰۰ صفحه جزوه فیزیو رو کجای دلم بذارم؟ به خدا خود گایتونم برای قلب و تنفس و گردش خون و گوارش و سلول و عضله، ۶۰۰-۷۰۰ صفحه نداره://// ... البته نمیتونم جزوه نویسا رو مورد لطف و عنایت قرار بدم چون خودمم یکی از اونا بودم، اساتید زیاد تدریس کردن دیگه :(. برای قلب علاوه بر جزوه باید گایتون هم بخونیم چون استادش بیشتر از گایتون میده و چند تا از جزوه، بقیه اکثرا از جزوه میدن و اون چند تا سوالی هم که ممکنه از گایتون بیاد رو میشه فاکتور گرفت:)) ... اینی که مثلا میگم از جزوه شون قراره بدن نه اینکه جزوه کمتر از گایتون مطلب داره ها، به نظر اساتید محترم گایتون کامل نبوده:/ ... برای گوارش که منبع استاد گانونگ و جانسون بودش، خدا شاهده دو ساعت وقت کلاس رو کامل تدریس میکرد، گاهی بدون آنتراکت حتی:/ و چند جلسه هم جبرانی رفتیم. مباحثی که استاد گفته کمتر تو گایتون هست ... برای تنفس هم که استاد از اکثر رفرنس ها همه ی مباحث رو گفته، یکی گایتون بخونه، سوالا رو نمیتونه جواب بده اصن:((( ... 

فقط استاد گردش خون از گایتون درس داده(چون بهترین کتاب برای گردش خون همین گایتونه ... ) البته جزوه اش از گایتون تعداد صفحاتش بیشتره:/// 

نکته ی قابل ذکر درباره این اساتید (تنفس و گوارش و گردش خون ) نسبت به استاد قلب اینه که سوالا رو زیاد نمیپیچونن، جزوه رو کامل بخونی(هر چند زیاده ) ولی میشه سوالا رو جواب داد. ولی استادی که قلب و سلول و عضله رو درس دادش عین کنکور ترکیبی و مفهومی سوال میده:( حس میکنم با کاظم قلم چی نسبت دوری داره :///.

پ.ن۲ : پنجشنبه امتحانه، میرسونم به نظرتون؟


۹۶-۱۰-۱۷ ۱۰ ۶ ۱۶۰

۹۶-۱۰-۱۷ ۱۰ ۶ ۱۶۰


۱ ۲ ۳

ریزوریوس هستم:)

ریزوریوس به لاتین یعنی خندان ... اسم عضله ای در صورت هست که باعث خندیدن میشه؛عضله خندانی ... ریزوریوستون همیشه منقبض❤

اینجا سعی میکنم زندگی روزمرم رو ثبت کنم:)