تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
نوشته های روز مره ام


میخواستم عین دفتر خاطرات، دونه دونه بنویسم که چیکار کردم امروز. ولی به نکات مهمش بسنده میکنم(تا نصف روزم نوشتم ولی پاک کردم )
+ استاد میکروبمون خیلی مذهبیه! خیلییی ... به طوری که منتظر بودم وسط درس یه روضه از امام حسینم بخونه! به حجاب خیلی گیر میده و تو نمرات کلاسی میزان حجاب بچه ها رو هم در نظر میگیره! کاش با یه استاد دیگه برمیداشتم(پنجشنبه دانشگاه نرفتنو به استاد خوب فروختم😣 )
+ استاد زبان نیومد امروز. با بچه ها نشسته بودیم و حرف میزدیم. یکی از بچه های کلاسمون که ازدواج کرده(همون دیگه:دی ) یخورده دیرتر رسید و جزوه نگرفته بود. گفتیم برو جزوه رو بگیر. کلی نق و نوق کرده که فلانی(مثلا امیر! ؛ شوهرش) هم نیست بره جزومو بگیره ... من چیکار کنم حالا (انگار تا حالا جزوه اش رو کس دیگه ای میگرفته ). بعدش با اشاره به یکی از بچه ها (مثلا نگار! )که نامزدش نماینده کلاسمونه میگه یکی به نماینده پیام بده که کلاس تشکیل نشد! نگار هم گفتش که من هستم دیگه چرا میگی یکی! میگه که:" ای وای یادم نبود تو هم نامزد داری! فکر میکنم فقط من نامزد دارم! تو انگشتر نمینداری برای همین من یادم نمیمونه نامزد کردیا! گاهی وقتا به انگشترم یه نگاه میندازمو کلی تعجب میکنم که وااای خدا یعنی من نامزد دارم؟ "
میخوام بگم این بشر انقدر باعث حال به هم زنی منه. به دوستم میگم اینکارا رو میکنه، همش میخواد مثلا پز بده. میگه که بدبختی اینجاس که فکر میکنه ما چقدر خریم که ازدواج نکردیم هنوز و بدبختی بزرگتر اینجاس که فکر میکنه نگار چقدر خر تره که با همکلاسیش ازدواج کرده که هم سنشه و نه خونه داره نه ماشین!
+ ساعت ۳ وقت دکتر داشتم ... کلاس ۲ تا ۴ تشکیل نشد ولی دکتر رو هم یادم رفت برم.
+ دوستم امروز صبح بهم میگه فلانی رو میشناسی؟(اسم پسر ) میگم نه نشنیدم اسمشو! میگه امروز از بچه ها شنیدم من یه مدت با این پسر دوست بودم و بعدشم من ازش خوشم نیومده و بهش جواب رد دادم:)))) . میگم که پس چرا به من نگفتی؟ میگه من خودمم امروز فهمیدم:)))
البته میگه دو بار تو اینستا به استوری هام ریپلای زده:)) 
۲۵ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۵۱ ۹ ۴ ۱۱۶ روزمره

نظرات (۹)

  • همدم ماه
    يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ , ۱۷:۰۱
    اون دوستت که ازدواج کرده همونه که با اون پسره ازدواج کرده؟:)))
    آقا این مورد آخر که نوشتی واسه منم پیش اومد منتهی این که من خبر ازدواجم رو شنیدم-_- تازه هرچی هم میگفتم تو رو خدا بگین دوماد کیه بهم نمیگفتن:/
    • author avatar
      ریزوریوس ❤:)
      ۲۵ شهریور ۹۷، ۱۷:۳۷
      کدوم پسره؟ خودمم قاطی کردم😅

      جالبه:)))
  • tiara .n
    يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ , ۱۷:۰۲
    وای انقده بدم میاد ازین استادا😑😑خیلی مسخرس خب تو کارتو انجام بده چیکار به حجاب داری!
    میگم میکروب خیلی سخته؟من خیلی ازش میترسم این ترم داریم😣
    دوست صمیمی منم تازه اشنایی نه حتی نامزدی ام!شروع شده بعد منو کشت بسکه هی پز داد و فکر کرد جلو زده از من😐
    • author avatar
      ریزوریوس ❤:)
      ۲۵ شهریور ۹۷، ۱۷:۴۰
      حقیقتش استادای خیلی مذهبی به خودشون اجازه میدن تو هر کاری سرک بشن!

      والا جلسه اول که بد نبود. اما حجمش خیلی زیاده. جزوه ترم قبلی ها رو امروز گرفتم. حدود ۵۰۰ صفحه بود:)))) 

      دوست صمیمی ات؟ واقعا متاسفم براش! .

  • جناب قدح
    يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ , ۱۷:۰۳
    خوبه دوستت خودش امروز فهمیده :)
  • mn :)
    يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ , ۱۸:۱۴
    متنفرم از دخترایی ک ازدواج ی اپشن لاکچری بودن میدونن برا خودشون متنفررررررررم 
    حالا مگه نامزده خودش چیکارست ک نامزد نگار نمیپسنده؟!
    چرا نسل این دخترا منقرض نمیشه 
    حتی تو پزشکی ها هم هسن!!!
    • author avatar
      ریزوریوس ❤:)
      ۲۶ شهریور ۹۷، ۱۳:۲۵
      نامزد خودش پزشک نیس ولی دکترا داره. نامزد نگار رو نمی پسنده چون درسش تموم نشده و خونه و ماشین نداره فعلا(نامزد خودش خیلی ازش بزرگتره و همه چی از لحاظ مالی داره )

       از وقتی که ۴۰ درصد یه ورودی سهمیه ایثارگران و هیئت علمی و... هستن،  پزشکی دیگه اون پزشکی سابق نیس. همه جورآدمی با همه جور طرزفکری هستن. بدون اینکه تلاش خاصی برای جایگاهی که دارن کرده باشن.
  • tiktik tiki
    يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ , ۱۸:۵۸
    درباره این نامزد کرده قبلا پست گذاشته بودی فکر کن..یا من توهمیم؟
    • author avatar
      ریزوریوس ❤:)
      ۲۶ شهریور ۹۷، ۱۳:۲۵
      نه پست گذاشته بودم. همونی ک نامزدش از خودش خیلی بزرگتر بود
  • یانوشکا ..
    يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ , ۱۹:۲۳
    اتفاقا میکروب کلا بیخوده. استادش هرکی که باشه. خوب کاری کردی که پنج شنبه ها لازم نیست واسه یه میکروب مسخره بری دانشگاه
  • مهسان عابدینی
    يكشنبه ۲۵ شهریور ۹۷ , ۲۱:۲۰
    انقد بدم میاد از دخترایی که شوهر ندیده و خانواده هایی که داماد ندیده هستن =//
    حالا انگار انتخاب شدن خودشون یا دخترشون به منزله انتخاب واسه لاتاریه
     -__- (فردا که به غلط کردم افتادی میبینمت خواهر)
    • author avatar
      ریزوریوس ❤:)
      ۲۶ شهریور ۹۷، ۱۴:۵۱
      دقیقا:/
      من به غلط کردن بیفتم؟:دی
  • مهسان عابدینی
    دوشنبه ۲۶ شهریور ۹۷ , ۱۸:۴۵
    نههههه ... اونی این ادا ها رو در میاره به غلط کردن میفته
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ریزوریوس هستم:)

ریزوریوس به لاتین یعنی خندان ... اسم عضله ای در صورت هست که باعث خندیدن میشه؛عضله خندانی ... ریزوریوستون همیشه منقبض❤

اینجا سعی میکنم زندگی روزمرم رو ثبت کنم:)