تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
نوشته های روز مره ام


دوستم که دو سال از من بزرگتره (ولی همکلاسیم ) یه منبع خوبه برای گرفتن پند! چطور؟ 

اون یه داداش بزرگتر داره (۲۶ ساله) . داداشش پندش میده و اونم حرفایی که از داداشش یاد گرفته رو میاد به من میگه :)

بعضی وقتا که من اشتباه میکنم، یا خیلی استرس دارم منو میبره یه جای خلوت و شروع میکنه به حرف زدن. 

من خیلی perfectionist هستم. تا یه جایی این کمال گرایی باعث پیشرفتم میشد. ولی از یه جایی به بعد آرامش رو از من گرفت و منو به یه آدمی تبدیل کرد که فکر میکرد هیچ چی نداره! همه ازش موفق ترند و به طور خلاصه آدمی که هیچ چی نیست! . من فهمیدم باید ایده آل هامو بیارم پایین تا بتونم یه آدم خوشحال و معمولی باشم. اما همیشه موفق نیستم. گاهی انقدر درمونده میشم که میخوام همه ی کارای دنیا رو انجام بدم و تو همه شونم بهترین باشم! و حتی اگه ببینم یه کاری مونده که توش موفق نیستم میشینم ناراحت میشم و بد جور هم ناراحت میشم. قبل از امتحان ها هم خیلی بیشتر به این حس دچار میشم. 

اون روز فائزه گفت بیا پیاده روی کنیم تا خونه. ازم پرسید معدل ترم اولت چند بوده؟ گفتم ۱۵.۵ . گفت ترم دوم چند شد؟ گفتم ۱۴.۸ . گفت ترم سوم چند میشه؟ گفتم کمتر از این ... گفت الان فکر میکنی پسرفت کردی؟ گفتم معلومه که آره. ولی فکر میکنم ترم ۳ خیلی بهتر درس خوندم! . گفت تو میدونی ترم ۲ و ۳ علاوه بر درس خوندن چقدر کار های دیگه انجام میدادی؟ اگه انرژی اون کار ها رو برای درس خوندن میذاشتی معدلت شاید دوباره همون ۱۵-۱۶ میشد. 

این حرفیه که همه به من میگن! ولی خب نمیدونم چرا وقتی فائزه میگه یکم بیشتر تو فکر فرو میرم. بخصوص وقتی بابام حرفی رو میزنه خیلی بدتر برعکسشو انجام میدم:| . میدونم کارم اشتباهه و دارم کم کم این لجبازی مسخره رو تمومش میکنم.

فائزه میگه این یه انتخابه که تو بخوای آرامش داشته باشی یا نه. ما برای کنکور خودمونو کشتیم (مخصوصا فائزه که دو سال پشت مونده) که یه زندگی آروم داشته باشیم. یه عده هستند که افتادن رو دور تند . یعنی خودشونو انداختن روی دور تند! انقدر از اول دانشگاه کار کردند که الان مجبورن ۴ ترمه کنند و ترم آخر ۲۰ واحد اختصاصی بردارن . و فقط کار کردن و همیشه بهترین بودنه که راضیشون میکنه. این انتخاب اوناس. ولی ما میخوایم لذت ببریم از راهمون . چون کار دیگه ای به جز درس خوندن نداریم. و هر کاری که به آرامشمون کمک کنه رو انجام میدیم.

نمیدونم چقدر تونستم مفهوم رو برسونم. ولی دارم سعی میکنم هر کاری که منجر به آرامشم میشه رو انجام بدم و هر کاری که آرامش رو از زندگیم دور میکنه رو دور کنم از زندگیم. میخوام معیارم این باشه. نه تایید دیگران ، نه اینکه بقیه بگن ببین چقدر خفنه ! چقدر کار میکنه! همه کار میکنه ... .

اینجوری بودن سخته ولی میخوام یه آدم معمولی خوشحال باشم! نه یه آدمی که معیار خوشحال بودنش تایید دیگرانه و با معیار های بقیه داره میره جلو.

۱۶ تیر ۹۷ ، ۰۹:۵۸ ۴ ۴ ۶۴

نظرات (۴)

  • فتل فتلیان
    شنبه ۱۶ تیر ۹۷ , ۱۰:۵۳

    سلام به منم با تجربه ثابت شده که اگه زندگی رو با معیار دیگران قرار بدیم واقعا ازش لذت نمی بریم 

    خدارو شکر که زود متوجه شدم 

    • author avatar
      ریزوریوس ❤:)
      ۱۶ تیر ۹۷، ۱۳:۴۸
      ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه اس ...
  • mn :)
    شنبه ۱۶ تیر ۹۷ , ۱۱:۴۵
    واقعا خوش بحال اونایی که ب داشته هاشون راضی ان و کمال گرا نیستن 
    ولی واس من ب شخصه داشتن ی زندگی معمولی وروتین یکی از عذاب آور ترین چیزایی که تجربه میکنم
    ولی گاهی وقت ها ادم باید بیخیال همچی شه
  • معلوم الحال
    شنبه ۱۶ تیر ۹۷ , ۱۲:۲۲
    کار خوبی میکنی دخترم
    مدرک رو اول و آخرش میگیری. طرحم میری. دکترم میشی.
    ولی زندگی چی؟؟؟؟
    باید زندگی بکنی نه زنده مانی!!!
    جوری که چند سسال دیگه حسرت امروزت رو نخوری. برو و بگرد و بچرخ و خوش بگذرون. زندگی ارزش حرص و جوش خوردن نداره. اونم این روزا که هیچی به هیجی نیست. 
  • white feather
    سه شنبه ۱۹ تیر ۹۷ , ۱۴:۴۵
    سلام
    چقدر عجیبه که تک تک کلمه هاتون رو میتونم بفهمم درک کنم ! و حتی یه قدم بیشتر:
    حسشون کنم
    منم این مشکل رو دارم و از یه جایی به بعد هیچوقت لذت نبردم!
    چیزی که داشتم یا به دست میاوردم برای خیلی ها آرزو بود ولی بازم راضی نبودم و نمیدونم چرا
    من به  خاطر درس بیشتر تو این زمینه حسش کردم.حتی وقتی 100 میزدم بازم راضی نبودم میگفتم چرا مثلا این سوال رو شک کردم ! نباید شک میکردم
    یا اگه بدون شک 100 میزدم این بار میگفتم مثلا چرا ریاضی رو تو 20 دقیقه زدم.باید تو 15 دقیقه میزدم
    و اگه یه روز تو 15 دقیقه میزدم میگفتم چرا تو 15؟ باید تو 10 دقیقه میزدم
    حتی وسواس فکری تو دقیقه هم داشتم.اگه 15 میشد 16 ! انگار که هیچی نزدم :///
    حالم داشت بهم میخورد که دیگه کنکور رو دادم
    بعدش تا دو سه روز خیلی ریلکس بودم
    ولی بازم شروع شد.تو همین مدت کم 15 تا کتاب رمان و خود یاری خوندم ولی هیچ به هیچ
    قبلا که با روانپزشک کار میکردم بهم فلوکستین داده بود و اینا ولی بازم حالت های قبلی رو دار و حتی شدیدتر
    میخوام برم پیش روانشناس :|
    واقعا نوشتید معمولی ها خوشبخت ترینند
    قبول دارم
    پسر خالم میره ماهی گیری
    منم دو بار رفتم
    اون چقدر لذت میبره ولی من ؟ ://
    فقط 5 دقیقه نهایتا 10 دقیقه 
    میریم استخر بازم همین ماجرا
    اصن تو هیچ جایی بیشتر از 10 دقیقه و 15 دقیقه نمیتونم بمونماعصابم خراب میشه
    حوصلم سر میره
    حتی کتاب هم که میخونم.یکمی میخونم بعدش یکم اصله میدم.واقعا نمیتونم متمرکز و پشت سر هم ادامه بدم
    فکر نفله کردن خود هم چند باری اومده تو سرم ://
    به طور کلی خواستم بهتون بگم که 
    تنها نیستید در این درد
    باز خوبه شما دوست پند گو دارید
    من دیگه حوصله دوستامم ندارم.وقتی باهمیم فقط چرت و پرت میگن.میخندن .لذت میبرن
    از فوتبال بگیرید تا تحولات منطقه حرف میزنن
    و من مثل اینه که کیش و مات شدم.اصن اعصابم نمیکشه.
    فوری هم یه بهونه پیدا میکنم یا میگم کسی باهام تماس بگیره و میزنم بیرون از جمع
    گرفتاری داریم بخدا....
    پ.ن:راستی بابت کمک هایی که در مسیر کنکور بهم کردید ازتون بی نهایت سپاسگزارم
    • author avatar
      ریزوریوس ❤:)
      ۱۹ تیر ۹۷، ۱۵:۱۹
      راستش ما بلد نیستیم لذت بردن رو ... ولی دارم یاد میگیرم.

      پ.ن : خواهش میکنم. امیدارم به چیزی که میخواین برسین
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ریزوریوس هستم:)

ریزوریوس به لاتین یعنی خندان ... اسم عضله ای در صورت هست که باعث خندیدن میشه؛عضله خندانی ... ریزوریوستون همیشه منقبض❤

اینجا سعی میکنم زندگی روزمرم رو ثبت کنم:)