تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
نوشته های روز مره ام


امروز صبح رفتیم با بابام حساب پس انداز باز کنیم. سه تومن بابام ریخت و بقیه رو هم خودم قراره ماه به ماه بریزم ... 

ساعت ۹.۳۰ رسیدم دانشگاه و برنامه ی یکی از بچه ها رو نوشتم براش فرستادم. ۱۰ کلاس داشتم. تفسیر موضوعی قرآن کریم ... 

رفتم ردیف آخر و تکالیف تغذیه رو نوشتم (قرار بود چند تا مقاله بخونیم و یه پاراگراف بنویسیم درباره ی تاثیر فصل تولد روی قد و وزن بچه های متولد شده و ارتباطش با دوران بزرگسالی). موضوع انقدر برام جذاب شد که دیگه کلا به استاد گوش نمیدادم.

استاد هیچ چی نمیگفت ...

آخر کلاس اومد نوشته هامو پاره کرد ... گفت برو حذف کن ... معذرت خواهی کردم، گفت من نمیخوامت!(انگار رفته بودم خواستگاریش مثلا ). گفت نمیذارم کسی بهم توهین کنه. یا خودت میری حذف میکنی یا میفرستم حراست و کمیته انضباطی ... منم گفتم خودم میرم حذف کنم ... بچه ها نذاشتن برم آموزش برای حذف. دوستم کلی باهام مذاکره زد و چند نفر اومدن مثال زدن که با چند تا غلط کردم و گل و شیرینی حل میشه ... ولی چشمم آب نمیخوره. درد اینجاس که ترم بعدم باهاش انقلاب خواهم داشت(مگه اینکه برم یه دانشکده دیگه یا امیدوارم تابستون ارائه بشه).

جالب اینجاس رفتم معذرت خواهی کنم میگه میخوای از اخلاق من سوءاستفاده کنی. آخه من از کدوم اخلاق تو سوء استفاده کنم😑😑.

۵ نمره قرائت و ترجمه قرآنه ... ۵ نمرمو گرفته بودم. مطمئنم دیگه اونم نمیده ... گرفتاری شدیم ...


پ.ن: امروز دوباره رفتم پیش روانشناسم ... خوب پیش رفت صحبتای امروز. 

۱۹ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۵۱ ۵ ۵ ۱۴۴

نظرات (۵)

  • tiktik tiki
    شنبه ۱۹ اسفند ۹۶ , ۲۱:۵۵
    :||||||چ وحشتناکن اینجوراستادا:||||||
    • author avatar
      ریزوریوس ❤:)
      ۱۹ اسفند ۹۶، ۲۳:۱۷
      خیلیی😕😕. در شان یه استاد هست بیاد برگه های یه دانشجو رو پاره کنه؟
  • مهسان عابدینی
    شنبه ۱۹ اسفند ۹۶ , ۲۲:۵۳
    واسه تو تلخه ولی واسه بقیه یه تجربه جالب و خنده داره ^_^ مطمئن باش کمتر از یه سال دیگه واسه تو هم میشه خاطره و خنده و ....
    • author avatar
      ریزوریوس ❤:)
      ۱۹ اسفند ۹۶، ۲۳:۱۸
      بار اول خیلی سخته. جلوی اون همه آدم سکه یه پول شدم ...


  • الی .
    شنبه ۱۹ اسفند ۹۶ , ۲۳:۲۱
    شت :|
    بازم استادای عقده‌ای درسای عمومی -_-
    بعدا اونقدر ازین اتفاقا پیش میاد و به همشون میخندی که حد نداره. برا خیلیا پیش میاد خودشم. درگیر نکن خودتو :)
    خوشحال شدم برا جلسه دوم روانشناست :))
    • author avatar
      ریزوریوس ❤:)
      ۱۹ اسفند ۹۶، ۲۳:۲۷
      واقعا شت ...
      تجربه اولش که خیلی درد داشت:)) اصن غرورم و عزت نفسم با خاک یکسان شد😣.

      + :)))) مرسی❤
  • tiara .n
    يكشنبه ۲۰ اسفند ۹۶ , ۰۱:۰۴
    ما هم استاد اخلاقمون دو تا پسرامونو چون یکیشون حاضری اونیکیو هم زده بود حذف کرد😐عقده میباره😐
  • حسن
    شنبه ۱۱ فروردين ۹۷ , ۱۸:۵۷
    من هیچ صحبتی ندارم:|

    دیگه معمولاً عذرخواهی رو حداقل برای بار اول می پذیرن حالا این چرا همچی کرده نمی دونم!
    • author avatar
      ریزوریوس ❤:)
      ۱۱ فروردين ۹۷، ۱۹:۳۵
      برای بار دوم هم رفتم عذرخواهی بازم نپذیرفت ... 
      😕😕😢
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ریزوریوس هستم:)

ریزوریوس به لاتین یعنی خندان ... اسم عضله ای در صورت هست که باعث خندیدن میشه؛عضله خندانی ... ریزوریوستون همیشه منقبض❤

اینجا سعی میکنم زندگی روزمرم رو ثبت کنم:)