تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
نوشته های روز مره ام


نمی دونم خدا رو شکر کنم مادری دارم که پیگیرمه، صداش رو میشنوم یا اینکه عصبی بشم از اینکه وقتی پنج دقیقه دیر تر گوشیو برمیدارم، زنگ میزنه به همه ی دوستام که کجاس این دختر من!

آبرو برام نمونده بین دوستام! اونام از دست مامان من کلافه ان ... 


گوشیمو خاموش کرده بودم یکم درس بخونم، کل عالم رو کلافه کرده ... کلی عصبی شدم موقع زنگ زدن مامانم ... خودمم میدونم کارم درست نبود، ولی دیگه به اینجام!(استخون هایوئیدم) رسیده بود ... 


پ.ن: سانچی برای ما تایتانیک بود،

با این تفاوت که این بار داریم از انفجار و غرق شدن، یه فیلم زنده میبینیم!

بدون کارگردان و بازیگر

بدون مسافرای درجه یک

با دریانوردان و ملوانان و کارگرانی که رفتند تا زود برگردند...


خدا به خانواده هاشون صبر بده ... 

۲۴ دی ۹۶ ، ۱۷:۲۰ ۳ ۸ ۸۹

نظرات (۳)

  • الـی .
    يكشنبه ۲۴ دی ۹۶ , ۱۹:۴۸
    میفهمم خوبم میفهمم. اما قبلش یه sms بزن که این لامصبو خاموش میکنم درس بخونم :|
  • حوا ...
    يكشنبه ۲۴ دی ۹۶ , ۲۰:۰۶
    مامانِ منم همینه :)

    خدا صبر بده به خانواده‌هاشون :(
  • نارنجی
    دوشنبه ۲۵ دی ۹۶ , ۱۵:۰۵
    تجربه باشه برام که نذارم مامانم شماره دوستام رو داشته باشه :)

    برو شماره ها رو از گوشیش بپاک(لبخند خبیثانه)
    • author avatar
      ریزوریوس ❤:)
      ۲۵ دی ۹۶، ۱۹:۲۱
      این تجربه ی یک ترم بالایی است:دی! قشنگ یاد بگیر.

      باید طی یک عملیات انتحاری همین کار رو انجام بدم.

      یعنی وضعیت طوریه دوستامم بهم شک کردن که کجا میرم که گوشیو برنمیدارم و مادرم انقدر پیگیره! حالا بیا و ثابت کن مامانت نگران جایی رفتن و با کسی رفتن نیس! نگران اینه که زنده ای یا مرده:دی!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ریزوریوس هستم:)

ریزوریوس به لاتین یعنی خندان ... اسم عضله ای در صورت هست که باعث خندیدن میشه؛عضله خندانی ... ریزوریوستون همیشه منقبض❤

اینجا سعی میکنم زندگی روزمرم رو ثبت کنم:)